سالی که گذشت و سالی که پیش روست :)

طبق رسم هر ساله وبلاگم، امسال هم رسیدن نوروز رو تبریک میگم.

اما خوب قبل از گفتن تبریک طبق روال هر ساله با ما باشید با تحلیل های نوروزیمون :P

راجع به سالی که گذشت تا یه حدی ایده های پست سال تحویل قبلم رو اجرا کردم.

اما برای نیمه اولم :

باید ترم آخرم رو با موفقیت تموم کنم که به خاطر اینکه ۹ واحد ریاضیاتم مونده و با توجه به این نکته که ریاضیم مثل املام خوب نیست کار آسونی نخواهد بود و پیش بینی میکنم نصف هفته های سه ماه اول سال جدیدو تو کلاسا و کتابخونه دانشگاه باشم.

همچنین برای نصف دیگه هفته های سه ماه اولم هم باید شب و روز تو شرکت کد بزنمو محصولارو تموم کنم .

خوب الان که نگاه میکنم میبینم:

بلاخره دانشگاه رو تموم کردمو لیسانسمو گرفتم، راجبش تو این پستم بیشتر توضیح دادم.

cafeboy نرم افزار مدیریت کافی نت های آقای مقدم رو دوباره نویسی کردیم و کل مسئولیت اینترفیس وبش با من بود و کلاس Auto_PDO از بر اون پروژه در آوردم.

چند تا پروژه وب سایت انجام دادم تو شرکت که بزرگترینشون دوباره نویسی پرتال اداره ی استاندارد استان زنجان بود که خوب با توجه به ایده محصول محوریم ازش Aylincms زاده شد که اینم پست انتشارش بود.

و البته که چند تا پروژه اپن سورس کوچیکم منتشر کردم:

دیلماج، مترجم فارسی تحت خط فرمان!!!

Unity-Dilmaj مترجم تحت Dash اوبونتو !

چه کارهای جالبی با گنو/لینوکس انجام می‌دهم : جایگزین کننده خودکار clipboard

چه کارهای جالبی با گنو/لینوکس انجام می‌دهم : گراف لحظه ای مصرف پهنای باند

 

حالا که نگاه میکنم میبینم با اینکه همه اهداف نرم افزاریم برای سال ۹۱ محقق نشد، اما روند خیلی خوبیو طی کردم اما در مورد ایده یه شرکت نرم افزاری کامل تو شهر خودمون همونطور که سال پیش هم نوشته بودم :

بعد اینکه تو شرکت آقای پژمان مقدم ، دوست و استاد عزیزم مشغول شدم. این آخرین شرکتیه که تو شهرمون توش کار خواهم کرد و اگه این موردم نشه یا از این شهر خواهم رفت یا حرفه اصلیمو عوض میکنم.

توضیح اینکه مدتها به استاد اسرار کردم و فشار آوردم که تو زدن این شرکت عجله کنه تا وقت بیشتری قبل سربازی برای کار که فکر میکنم درسته داشته باشم . این فشارا در بعضی موافع باعث ناراحتی هم شد، اما در کل بلاخره تونستم تو این شرکت با کمک استاد رو ایده محصول محوری کار کنیم.

میتونم بگم بهترین جایی بود که تو این ۵ سال اخریم توش کار کردم :) الان که فکر میکنم میبینم توی سالی که گذشت بیشترین زمانمو در شرکت مهستان گذروندمو علاوه بر انجام چند تا کار از دوست خوبم پژمان کلی چیز میز یاد گرفتم، از چیزایی که از پژمان یاد گرفتم شاید در آینده یه پست کامل بنویسم اما همین قد بگم که خدا رو شکر میکنم بخاطر دوست، همکار و استاد خوبی که بهم داد و از پژمان بخاطر تمام چیزهایی که بهم یاد داد یک عمر سپاسگزارم.

گرچه شرکت داره روند خودشو پی میگیره اما فعلا متاسفانه نمیتونه خودشو با تغییر شرایط من وقف بده، من دیگه باید کاملا مستقل شم و این احتیاج به حقوق بالایی داره که تو شهرستان ما فعلا برای تخصص من وجود نداره!

و اما در حوضه غیر کاری توی کلاس سه تار و زبان ترکی استانبولی شرکت کردم و یه دانش اولیه تو این زمینه ها بدست آوردم، سعی کردم به همه چی بیشتر دقت کنم و راجع به مسائل اطرافم به یه نتیجه ای برسم، مثل:

پایان شب سیه، سفید است؟

وقتی همه بی تفاوت میشویم

 

اما راجع به سالی که پیش روست:

آقای شریعتی تو یکی از جملات زیباش میگه :

“نامم را پدرم انتخاب کرد، نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد”

کافی نبود! راضی نیستم!‌ میخوام بیشتر بفهممو بیشتر بخونمو بیشتر ببینم! میخوام کاملا مستقل بشمو خوب پول در بیارم. تلوزیونو از اینی که هست کمتر کنمو بیشتر ورزش کنم و بیشترو بیشتر با مردم مختلفو افکارشون آشنا بشم.

همه چیو تندتر،بهتر،منظمتر و با دقت بیشتر انجام بدم.

و در نهایت جاهای بیشتریو ببینمو بیشتر از زندگی لذت ببرم :)

مسلما رسیدن به اینا محتاج به برنامه ریزی و سخت کوشی بیشتریه و اینهایی که نوشتم شاید بیشتر برنامه آینده زندگیم باشه تا سال بعد! اما معلوم نبودن وضعیت خدمت سربازیم و کارم، برنامه ریزی دقیقو تقریبا ناممکن میکنه پس بنا به شرایط و اهداف کلی باید عمل کرد ;)

 

 و میرسیم به آروزوی اول سال:

پروردگارا
به من آرامش ده
تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغیر دهم آنچه را که میتوانم تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم ان مطابق میل من رفتار کنند

 

سال نوی همگی مبارک :) با آرزوی بهترین ها برای همتون ;)