کوله پشتی من برای سال ۹۳

طبق رسم چند ساله وبلاگم که دم عید شروع میکنم به جمع بندی سالی که توش بودم و سالی که پیش رو هست، دارم بعد مدتها تو وبلاگم مینویسم، منتها امسال رسم شده همه عنوان این کارشون رو به دعوت آقای مهرانی میزارن کوله پشتی،  خوب منم اسمشو همون میزارم :)

 

سالی که گذشت:

هووووووووووم،  سال ۹۲ بر عکس چیزی که فکر میکردم،  اینکه درگیر سربازی باشم یا تو زنجان درگیر رخوت،  با حل شدن داستان سربازیم اکثرش در تهران در شرگت توسعه ارتباطات پیشگامان  تو پست مهندس واحد تحقیقو توسعه گذشت.

مجموع سفرهای من در این سال  باعث شد فکرم خیلی بازتر شه و البته که  لذت ها و سختی های خودشم داشت، با تمام نفرتی که از شلوغیو آلودگی داشتم اما زندگی تو یه شهر زنده لحظه های قشنگ خودشم داره که بعضی از اونهارو تونستم تو اینستاگرامم ثبت کنم.

دوستان بسیار خوبی  پیدا کردم، با آدمهای زیادی آشنا شدم،  چیزهای زیادی ازشون یاد گرفتم. از همشون ممنونم :)

شرکت پیشگامان جدا  یکی از بهترین شرکت هایی که من میشناسم و با کارمنداش رفتار بسیار انسانی و خوبی داره و از بابت همه خوبی هایی که در حقم کردن، از مهمانسرایی که به طور موقت با توجه به شرایطم در اختیارم گذاشتن تا کنار امدن و درک مشکلاتم،  خودم رو مدیونشون میدونم و آرزوی موفقیت برای کل مجموعه رو دارم.

pte_logo_iphone

پیشگامان به من یاد داد حتی تو ایران هم میشه با اتحاد  نیروها و سرمایه دارهای یک شهر ( یزد) مجموعه ای از شرکت های موفق رو ساخت که کارو حتی فراتر از مرزهای کشور ببرن و برای تعداد زیادی جون کار افرینی بکنن،  به امید اینکه روزی سرمایه دارهای شهر من هم راه آقای رضایی نژاد مدیر عامل گروه  رو پیش بگیرن.

کار تو یه شرکت بزرگ با آدمهای حرفه ای مدتها از آرزوهای من بود که در پیشگامان به حقیقت پیوست که البته خوبی و بدی های خودشم داشت،  بهرحال علاوه بر برنامه نویسی های مرسومم بنا به نوع کار شرکت که شرکت PAP بود،  بیشتر با نگه داری سرورهای Linux درگیر شدم و این اواخر یه برنامه Android هم برای کاربران اینترنت پیشگامان نوشتم که هنوز منتشر نشده!

با تمام این حرفا من به مرحله جدیدی از خودشناسی رسیدم که میگه نه تو بدرد اون موقعیت نمیخوری و جایی لازم داری با آزادی بیشتر و کار مورد علاقه تر!

آزادی در این مرحله از سیر زندگیم به معنای محدود نبودن به یک جا و زمان خاص هست،  شاید بعد ها بنا به شرایط و سنم نظرم عوض شه ;)

امسال تونستم خیلی مستقل تر شم هم از نظر فکری و هم از نظر مالی و این اواخر اولین ماشین زندگیم رو هم خریدم، یه پراید مدل ۸۷ :)

و البته که دوری هشت ماهم باعث شد وزن بعضی چیزا برام مشخص تر شه، فهمیدم اهمیت ای که برای خانوادم و بودن باهاشون قايلم خیلی زیاده، گرچه هنوزم از کیفیت ارتباطاتمون راضی نیستم و بنظرم به جای تو تلوزیون بودن خیلی بهتر از این میتونیم در کنار هم باشیم!  ولی در کنار هم  بودن هم موهبت بزرگیه که نمیدونم تا کی میتونیم داشته باشیمش!

با آشنایی با شرکت پیچک یاد گرفتم به بازار های بزرگتر و گجت های همراه خیلی جدی تر فکر کنم، ایده هایی رو استارت زدم که باید ببینم آخرش چی میشه :)

 

935129_10202550212342800_820970971_n

 

 

و اما برنامه هام برای سال بعد :

کمی از برنامه نویسی دور میشم و سعی میکنم مهارتهای مدیریتیمو رشد بدم،  برای چیزی که در خودم حس میکنم لازمه!

قراره با شرکت پیشگامان به صورت راه دور همکاریمو برای سال جدید ادامه بدم،  نمیدونم مدتش چقده ولی امید دارم مثبت باشه :)

قراره که شرکت خودمو بزنم، شرکت به معنای واقعیش، با یه سرمایه اولیه خوب، آدمای حقوق بگیر خوب،  تبلیغات کافی، آزادی عمل کافی و  تلاش برای رسیدن به بازارهای جدید

برای دو مورد بالا Deadline ای رو قايلم که اگر روند امید وار کننده نبود داستان رو بازبینی کنم و اگر کلا نشد دوباره از شهرم میرم، ایندفعه شاید خیلی دورتر!

میخوام درست تر زندگی کنم، برنامه هایی  برای تفریح،  نوشتن،  ورزش کردن،  کتابخوندن،  بودن با خانواده ، یادگیری موسیقی و  زبان های خارجی، مسافرت، نظم،  خودشناسی و روش اجرایی کردن اینها و در نهایت نزدیک شدن به آرامش + لذت بردن

میخوام تکلیف خودم رو با دین مشخص کنم! اینطوری کج دارو مریض پیش رفتن رو دوست ندارم! یا میشه یه برنامه ای رو کلا اجرا کرد یا نمیشه! خیلی صفرو یکیه ولی اینطوری احساس میکنم وسط واستادم ببینم باد  کدوم طرفی میاد خودمو باهاش بالانس کنم!

و مورد آخر مربوط میشه به نتیجه ای که از مورد قبل میگیرم،  در مورد ارتباطات عادی با جنس مخالف و اینکه دوست دارم بتونم خیلی راحت تر و عادی تر از چیزی که الان هستم بتونم باهاشون ارتباط داشته باشم! دقیقا به معنای دوستی کردن باهاشون مثل همینی که الان با همه دوستان هم جنسم دارم و اینکه این درست هست یا نه؟ و طبق این روند تصمیم راجع به زندگی آیندم و روش انتخاب همسر آیندم.

 

بهرحال ده سالی هست که از سن اولین آی دی من یعنی pesarkhobeee میگذره،  ولی یک سالی هست که روند pathseeker شدن رو دارم طی میکنم! شاید تو سال پیش رو به نتایح خوبی برسم از این جهت :)

 

spring-10

و در آخر با آرزوی بهترین ها برای همه مردم از جمله دوستانم در سال جدید ، دعای هر سالم رو میکنم:

پروردگارا
به من آرامش ده
تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغیر دهم آنچه را که میتوانم تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم ان مطابق میل من رفتار کنند

 

 

 

 

1 دیدگاه برای «کوله پشتی من برای سال ۹۳»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>